تبليغاتX
یادداشت های یک نفر دیوانه - ساعت کلافگی

یادداشت های یک نفر دیوانه

گرم باز آمدی محبوب سیم اندام سنگین دل/گل از خارم بر آوردی و خار از پای و پای از گٍل

کلافگیاین بار ساعت کلافگی فرا رسیده!

وقتی که کم کم باید سر رو به دیوار بکوبی

تا دیگه کلافه نباشی

از کجا معلوم؟

شاید بعدش تازه کلافگی  شروع بشه

فرقی نمی کنه

چه اون دنیا چه این دنیا!

اصلا کدوم دنیا ها؟

مثل یه احمق نشستم تا این دنیا تموم بشه

برم اون دنیا!!!

اونجا چه خبره؟

از اینجا بهتره؟

اگه بدتر بود چی؟

هیچی

اونوقت باید تا بی نهایت بمونی

چون دیگه تمومی نداره

پس چه کار کنم؟

بمونم یا برم؟

ساعت کلافگی!!!

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 16:24 توسط یک نفر دیوانه |